|
| |
|
|
خدا چگونه به وجود آمده است؟
خدا به وجود نيامده; يعني كسي يا چيزي خدا را به وجود نيآورده و اصلاً طرح سؤال به اين شكل اشتباه است مانند آن ميباشد كه كسي بپرسد: وجود و هستي را چه كسي وجود داده است;
زيرا وجود مساوي با هستي است وهستي همان وجود مي باشد, يا مثل اين است كه كسي بپرسد: روغن را چه كسي چرب كرده است .
وجود, وجود است و نيازي ندارد كسي وجود را وجود كند يا روغن , ذاتاً چرب است و معنا ندارد روغن را كسي چرب كند. همان طور كه چربي براي روغن و نور براي خورشيد و وجود براي وجود, ذاتي است , وجود براي خدا ذاتي است. چيزي كه ذاتي است , علّت نمي خواهد; يعني درست نيست كسي بگويد چرا روغن چرب است ؟ چه كسي روغن را چرب كرده است ؟ چربي عين روغن است , به طوري كه اگر چربي روغن را از آن بگيريم , ديگر چيزي درظرف باقي نمي ماند. وقتي چربيهاي روغن را از آن جدا كنيم , ديگر روغن تمام ميشود و وجود ندارد, چون چربي باروغن يكي است .
به عبارت ديگر: دو چيز نداريم كه يكي روغن و ديگري چربي باشد، بلكه چربي عين روغن است.
نه مي شود روغن را چرب كرد و نه مي شود چربي را از روغن گرفت.
خداوند نيز عين وجود است . وجود عين خدا است . او هستي مطلق است و چيزي نيست كه يك زمان نبوده (وجود نداشته است ) و بعد او را وجود داده باشند. به تعبير علمي , وجود او ازلي و ابدي است ; يعني از اوّل بوده و تا آخرخواهد بود. نه كسي مي تواند به خدا وجود (هستي ) ببخشد و نه مي شود هستي را از او جدا كرد. وجود ذاتي خدا است و چيزي كه ذاتي است , علّت بردار و جدا شدني نيست . به بعضي چيزها مي شود چيز ديگري داد يا از آن گرفت , مثلاًآب را مي شود گرم كرد و مي شود گرما را از آب گرفت , چون گرما غير از آب است و آب غير از گرما. اما هستي و وجود غير از خدا نيست , تا كسي هستي را به خدا بدهد يا از او بگيرد. خدا به وجود آمدني نيست و از ازل بوده وبودنش عين ذاتش است .
يعني در مورد خداوند، دو چيز نيست كه يكي خدا و ماهيت او و ديگري وجود او باشد تا بگوييم چه كسي يا چيزي به اين ماهيت وجود، داده است؟
بلكه حقيقت خداوند، عين وجود است؛ وجودي نامتناهي و ازلي و ابدي.
شهيد مرتضي مطهري (ره ) مي گويد: كساني كه مي گويند "اگر طبق قانون علّيّت و معلوليّت , براي جهان , خدا رااثبات كنيم , براي خدا نيز علّت را بايد اثبات كنيم" در بحث خلط مي كنند. مضمون قانون نامبرده اين نيست كه هرموجودي علّت مي خواهد, بلكه اين است كه هر حادثه اي علّتي دارد; يعني چيزي كه (نبود و شد) براي پيدايش وي علتي ضروري است ,(1) ولي خدا حادث و پديده نيست كه احتياج به علّت داشته باشد.
پي نوشت:
1- مرتضي مطهري , مجموعه آثار, ج 6 ص 926 با تلخيص .
فرمانده نيروي هوايي سپاه از دقت بسيار بالاي موشكهاي رزمايش پيامبر اعظم (ص) 4 در انهدام اهداف، ابراز رضايت كرد.

سر جنگي جديد موشكهاي كلاس شهاب كشورمان، عملكرد موفقي را ثبت كرد.

شليك موشكهاي شهاب 1 و 2 در ادامه رزمايش سپاه پاسداران، با موفقيت همراه بود.

لانچر جديد موشك هاي ايراني در رزمايش پيامبر اعظم (ص) 4 سپاه پاسداران عملياتي شد.

کاش مي شد ...
کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گامها تقسيم کرد
کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد
کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد
کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
کاش ميشد با نسيم شامگاه برگ زرد ياس ها را رنگ کرد
.
.
.

جابر هرکس اینطوردعا کند فقد ظفر باحدی الحسنتین به یکی از این دو نیکی میرسد یا ماه رمضان آینده را درک می کند یا مورد رحمت ومغفرت الهی قرار می گیرد .
امام سجاد (ع)شب عید فطر غلامها وکنیزها -البته کسانیکه افتخاری برای او خدمت میکردند- را جمع می کردند ومی فرمود : من از خطاهای همه شما گذشتم حالا با صدای بلند بگویید خدایا علی بن حسین را ببخش واو را از آتش جهنم نجات بده همانطور که مارا بخشید ورها کرد واشک می ریخت . وهمه آنها را آزاد کرد وصبح عید همیشه به همه آنها هدیه می دادند.
هر کاشتی یک برداشتی دارد هر مسابقه یک جایزه دارد در روایتی آمده شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست ماه رمضان ماه مسابقه وعید فطر روز جایزه است.هر کس به میزان تلاش خودش پاداش دریافت می کند شب عید باید غسل کرد واحیا گرفت .وزیارت ابا عبدالله(ع) خواند.
امام محمد باقر(ع)به جابربن انصاری می فرماید : کسی که این ماه را به بدرستی به پایان برساند مانند کسی که از مادر متولد میشود ولی شرایطش سخت است .
روز عید روزی است که نیکوکاران در آن پاداش داده میشود . مرز شادی کجاست؟ مومن چند شادی دارد . اول : وقتی که برادران دینی خود را زیارت می کند دوم : وقت افطار سوم: وقتی در دل شب نماز می خواند
در بهشت جای است به نام دار الفرح خانه کسانی است که در دنیا دلی را شاد کرده اند و خودشان هم شاد بودند. پیامبر (ص) می فرمود : من اهل شوخی هستم .از پیامبر پرسیدند :حضرت یحیی (ع) خیلی از خوف خدا گریه می کرد ولی حضرت عیسی (ع) با لبخند با مردم صحبت می کرد کدام بهتر بود ؟ فرمود :هردو خوب بودند ولی حضرت عیسی بهتر بود .
اشعث می گفت : بارها علی (ع) را در حال شنا در فرات می دیدم .
امام آنقدر به یتیمها محبت می کردند که دیگران آرزو می کردند کاش ما هم یتیم بودیم میدانید چرا به امام علی (ع) ابوتراب می گفتند ؟ چون با کسانی بود که در جامعه جایگاهی نداشتند وکسی تحویلشان نمی گرفت .
اما چگونه باید بعد ماه رمضان عمل کرد باید دستاوردها را حفظ کرد .
طاعات وعبادات همه شما عزیزان مقبول درگاه حق اگر خدا قبول کند برای همه شما عزیزان دعا کردیم وانشاءالله که ما هم مشمول دعای خیرشما شده باشیم .
«اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم»
اگر همه چيز را خدا آفريده ,
پس خدا را چه كسي آفريده است ؟
هر چيزي كه است به وجود مي آيد, احتياج به پديد آورنده (مُحدِث ) دارد; يعني هرچيز كه قبلاً نبوده و بعداً ايجاد شده است , بايد عامِلي آن را به وجود بياورد. خداوند متعال نيست ;يعني چيزي نيست كه قبلاً وجود نداشته و بعد عاملي بخواهد آن را ايجاد كند; پس خدا از بقيهء چيزها جدا است و با آن ها فرق دارد (ليس كمثله شي ء; وجود خدا غير از وجود چيزهاي ديگر است ). از اين رو خدا مانندچيزهايي ديگر احتياج به وجود آورنده ندارد.
براي نمونه اين مثال براي تقريب ذهن مناسب است : اگر بگوييم همهء چربي ها از روغن است , بنابراين روغن , عامل چربي اشيا است , مثلاً غذاي چرب , دست و صورت چرب و..., اما چربي روغن از كجا است ؟جواب اين است كه چربي روغن خود روغن است ; كسي يا عاملي روغن را چرب نكرده , بلكه روغن مجموعه ءچربي است ; به طوري كه اگر از چربي روغن كم كم برداريم , هيچ ديگر ته آن نمي ماند. روغن عين چربي است وچربي ذاتي روغن است و چيزي كه ذاتي چيزي باشد, علت نمي خواهد; بنابراين خداي تعالي عين و مركزوجود است و وجود ساير اشيا به وجود خدا است , اما نه كسي به او وجود مي دهد و نه مي تواند وجود را از اوسلب كند, ; وجود, ذاتي خدا است و لازم نيست كسي به خدا وجود بدهد.
بر داشتی از یک وبلاگ
============ >>>>>>>(( خطي از حکايت مستان کربلا ))--با اجازه لطفاْ
******************************************************************
خدایا ما که به فرموده آقا کوتاه اومدیم خودت این طرفدارای سبز رو هدایت کن.
دل رهبر عزیزم تاب بیشتر از این نداره.

خدایا خیلی شنیدن حضرت رسول(ص) هم فرمودند هر کس در ماه رمضان و شبهای قد بخشیده نشود کی بخشیده خواهد شد؟
خدایا من اگه بدم و کوتاه میکنم تو بنده خوب زیاد داری ولی اگه تو من و نبخشی و من رو رها کنی من جز تو خدایی ندارم.
خدایا ببخش بر من تمام گناه و کوتاهی ها و کاستی هامو.

(مراسم قرآن به سر)
.............................
از دوستان هم ممنون که دعا میکنند و فراموش نمیکنندم منم به حد بضاعت خودم دعا میکنم در حق دوستان ولی خودم محتاجم زیاد.
خداوند، همان ذات يگانه اي است
كه هستي مطلق و كمال مطلق است و داراي حيات ، علم ، اراده و قدرت مطلقه مي باشد، بلكه عين همه آنها است و ذات و صفات او همه يك حقيقت بسيط علي الاطلاق است . او عين هستي است و ماهيت ندارد .غير او هي موجودمستقلي نيست ، هر آنچه هست مخلوق و آفريده اوست . او مي آفريند،مي ميراند، رشد مي دهد و همه تجليات هستي از چشمه خروشان فيض اوبهره مي برند .هر عقل سليمي اگر اندكي به اطراف خود بنگرد، جهاني سرشاراز اراده ، حيات ، قدرت ، علم و ...مي بيند و بدون ترديد حكم مي كند كه اين همه نظم و برنامه و هماهنگي ، نشان از حاكميت اراده و قدرت يگانه اي برجهان دارد كه نام او ( ( خدا ) ) است .
براي پي بردن به صفات خداوند، توجه به مخلوقات و از جمله خود انسان راهي روشن است . جهان هستي جهان علم وآگاهي است ؛ آيا خداي هستي مي تواند عالم نباشد؟ جهان مظهري از اقتداركامل است ؛ آيا خداي جهان مي تواند قادر نباشد؟ و . ...
براي آگاهي بيشتررجوع کنيد به : آفريدگار جهان ، آيت الله مكارم شيرازي .
امروزه در بين جوانان ،
سؤالات فراواني در مورد وجود خدا مطرح است.
آيا اين گونه سؤالات صحيح است؟
پرسش نقطة شروع و مبدأ جهش فكري است، بدين لحاظ يك امتياز در مسير تفكر است. كسي كه توان طرح سؤال ندارد و پرسيدن را نياموخته، هنور در نقطه شروع قرار نگرفته است.
جستجوگري و طرح پرسش و در صدد پاسخ بر آمدن، نياز و گرايش دروني است.
اميرالمؤمنين كه در اوج معرفت قرار دارد، افتخار و امتياز خود را ميان اصحاب پيامبر سؤال كردن مي داند.
"همة ياران پيامبر اهل پرسش و كاوش نبودند تا آن جا كه برخي دوست داشتند صحراگرد يا رهگذري برسد و پرسش مطرح كند و آنان هم بشنوند، ولي من هر آن چه را اتفاق مي افتاد، با پيامبر در ميان مي گذاشتم و از آن سؤال مي كردم و نگه مي داشتم".(1)
البته پرسشگري را وسيله يافتن حق و درك واقعيت بايد قرار داد و از پرسش هايي كه جنبة سرگرمي ذهني و اشتغال مغزي دارد، پرهيز كرد ، (2) از اين رو اگر سؤال ابزار آزار گردد، از انحطاط جامعه خبر مي دهد ، (3) در حالي كه سؤال بايد ابزار آموختن باشد.(4)
بسياري از كساني كه پرسش مطرح نمي كنند، جرأت پرسيدن ندارند. اساساً چون و چرا كردن جسارت مي طلبد و تا ذهن توان زيرو رو كردن و دستكاري در داده هاي ديگران را نداشته باشد، پرسش پديد نمي آيد. تا اعتماد به نفس وجود نداشته باشد، طرح سؤال و ابراز پرسش صورت نمي گيرد.
آن چه در اين جا براي ما اهميت دارد، پرسش هاي اعتقادي و ديني است كه آيا با محدوديتي همراهند يا طرح هر گونه سؤالي آزاد است؟
در بررسي مسأله از ديد شرعي بايد گفت كه: در متون ديني، هيچ گونه محدوديتي در اين باره به چشم نمي خورد و هيچ خط قرمزي براي طرح پرسش ها ترسيم نشده است. ميان انبوهي از پرسش هايي كه از پيشوايان معصوم انجام شده است، موردي كه پرسش غير مشروع و حرام معرفي شده باشد، ديده نمي شود. هم چنين هيچ سؤالي بدون پاسخ نماند و به آن بي اعتنايي نشده است.
البته هر سؤال ميزان دانش و فهم پرسشگر را نشان مي دهد و چه بسا طرح سؤال خاصي از سوي فردي كه انتظار بيشتري از او مي رود، باعث تعجب يا نگراني باشد، ولي به هر حال به هر كس پاسخي در حد فهم او ارائه شده است.
در ضمن انسان بايد به دنبال معارفي باشد كه براي او سود و منفعت داشته و بر كمال معرفتي او بيفزايد.
برخي از سؤالات است كه داشتن يا نداشتن پاسخ آن سودي ندارد. چنين سؤالاتي نه تنها مطلوب و خوب نيست، بلكه حتي منفي مي باشد. در دعاها آمده كه گفته اند: پناه مي بريم از دانشي كه سود و نفعي نرساند.
--------------------------------------------------------------------
پي نوشت ها:
1. نهج البلاغه، خ 210.
2. همان، حكمت 320.
3. همان، حكمت 343.
4. ابن شعبه حراني، تحف العقول، ص 41.
مقام معظم رهبري فرمودند: دانشجويان افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم هستند كه ضمن دارا بودن فكر، عمل، و بصيرت، در صحنه نيز حضور دارند و با آزمودن صحنه، در چارچوب، كار ميكنند اما اساتيد دانشگاهها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي با اشاره به توطئههاي اخير دشمنان عليه ايران اسلامي ، فرمودند: دانشجويان عزيز، افسران جوان ايران و جمهوري اسلامي در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جريان شيطاني متكي بر زور و تزوير و پول هستند.

در اين ديدار نمايندگان تشكلهاي دانشجويي، و «نخبگان علمي و فرهنگي دانشگاهها» به بيان ديدگاههاي خود درباره مسائل مختلف دانشگاهي – علمي – اجتماعي – فرهنگي و سياسي پرداختند.
پس از سخنان نمايندگان دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به برخي سخنان متين، دقيق و تحليلهاي صحيح دانشجويان در اين ديدار روحيه پرجوش، پژوهنده، مطالبه گر، پراحساس و پرعاطفه نسل جوان دانشجويي را تضمين كننده آينده كشور و آينده اسلام و امت اسلامي دانستند و تأكيد كردند .....
ماه مبارك رمضان فرصتي براي اين است كه بندگان خدا و انسانها فرشته شوند.

عباسعلي اختري عضو شوراي سياست گذاري ائمه جمعه سراسر كشور به عنوان سخنران پيش از خطبه هاي نماز جمعه اين هفته تهران با اشاره به فرار رسيدن ماه مبارك رمضان گفت: فرصت شناسايي يك مسئله است و استفاده از فرصتها يك مسئله ديگري است و يكي از كمالات انسان فرصت شناسايي است و براي يك انسان كمال اين است كه فرصتها را بشناسد و از آن فرصتها آن گونه كه بايد استفاده كند.
وي افزود: بسياري از فرصتها چه بسا براي يك نفر يك جامعه و ....
و اما لبنان... و ما ادراك ما لبنان... لبنان به بركت همت و شجاعت مردم خود درخشيد. دشمن به غلط پنداشته بود كه با حمله به لبنان ضعيفترين حلقهی كشورهای منطقه را هدف قرار ميدهد و طرح وهمآلود خاورميانهی دلخواه خود را كليد ميزند. دشمن، يعنی امريكا ـ اسرائيل، از صبر و هوشمندی و دلاوری ملت لبنان غافل بود؛ از توانائی بازوان سطبر لبنان غافل بود؛ از سنت الهيِ« ... كم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَت فِئَةً كثِيرَةَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصابرِينَ» غافل بود.دبيركل حزبالله لبنان با اشاره به ناآراميهايي كه دشمن با هدف فروپاشي نظام در ايران سازماندهي كرده بود، گفت كه ايران با درايت امام خامنهاي دام ظله از اين بحران با قدرت بيشتري خارج شد و هر روز به اين قدرت افزوده خواهد شد.

سيد "حسن نصرالله " دبيركل حزبالله لبنان ديشب به مناسبت سومين سالگرد پيروزي مقاومت در جنگ 33 روزه از طريق ويدئو كنفرانس در حومه بيروت سخنراني كرد.
وي در بخشي از اين سخنان به بيان اهداف دشمن از تهديدهاي نظامي عليه ايران پرداخت و تصريح كرد: آنها گمان كردند كه تهديد مداوم ايران به جنگ باعث تسليم اين كشور ميشود، در حاليكه اين اتفاق نيافتد.
سيد حسن نصرالله با اشاره به ناآراميهايي كه دشمن پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در ايران ايجاد كرد، افزود: در هفتههاي گذشته برخي بر احتمال سقوط نظام جمهوري اسلامي در ايران تكيه كردند كه اين تنها سراب و توهمي بيش نيست.
وي ادامه داد: ايران با نظام، دولت و مردم و نخبگان خود و به بركت وجود رهبري شجاع، رحيم، مدير و مدبر و رهبر تاريخي امام سيد علي خامنهاي دام ظله و به بركت حضور تاريخي مردم در طي سي سال گذشته ، امروز از بحران و تنگنا باقدرت بيشتري خارج شده و هر روز به اين قدرت افزوده خواهد شد.
دبيركل حزبالله لبنان در ادامه به توطئههاي شوم و خطرناك آمريكايي - صهيونيستي در منطقه بويژه در كشورهايي چون لبنان، فلسطين و عراق اشاره و تصريح كرد: امروز اين طرحها به لطف كشورهايي چون ايران و سوريه شكست سختي خورده است، البته هنوز بخشهايي از اين طرحها باقي است.

متن اين زندگي نامه به روايت آيت الله صادق لاريجاني به شرح ذيل است:
اينجانب صادق لاريجاني (آملي) در سال 1339 هجري شمسي در نجف اشرف ديده به جهان گشودم. پدرم مرحوم آيت الله العظمي حاج ميرزا هاشم آملي «قدس سره» از اعاظم فقهاء و مراجع نجف اشرف و قم بودهاند كه شاگردان بسياري در اين دو شهر بزرگ علم و تقوا پروراندهاند. مادرم صبيّه مرحوم آيت الله العظمي حاج سيّد محسن اشرفي «قدس سره» است كه ايشان از بزرگان شهر اشرف (بهشهر) بود و در آن شهر سمت رياست و مرجعيت داشت و از شاگردان مبرّز مرحوم آخوند خراساني «قدس سره» محسوب ميشد كه به علت انزوا طلبي، نام چنداني از خود باقي نگذاشته است.
..........
شیطان جنس كهنه می فروشد
شیطان می خواست كه خود را با عصر جدید تطبیق بدهد، تصمیم گرفت وسوسههای قدیمی و در انبار ماندهاش را به حراج بگذارد. در روزنامهای آگهی داد و تمام روز، مشتری ها را در دفتر كارش پذیرفت.
حراج جالبی بود: سنگهایی برای لغزش در تقوا، آینههایی كه آدم را مهم جلوه میداد، عینكهایی كه دیگران را بیاهمیت نشان میداد. روی دیوار اشیایی آویخته بود كه توجه همه را جلب میكرد: خنجرهایی با تیغههای خمیده كه آدم میتوانست آنها را در پشت دیگری فرو كند، و ضبط صوتهایی كه فقط غیبت و دروغ را ضبط می كرد.
شیطان رو به خریدارها فریاد می زد: "نگران قیمت نباشید! الان بردارید و هر وقت داشتید، پولش را بدهید."
یكی از مشتریها در گوشهای دو شیء بسیار فرسوده دید كه هیچكس به آنها توجه نمیكرد. اما خیلی گران بودند. تعجب كرد و خواست دلیل آن اختلاف فاحش را بفهمد.
شیطان خندید و پاسخ داد: "فرسودگیشان به خاطر این است كه خیلی از آن ها استفاده كردهام. اگر زیاد جلب توجه می كردند، مردم میفهمیدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند.
با این حال قیمت شان كاملاً مناسب است. یكی شان "شك" است و آن یكی "عقدة حقارت". تمام وسوسههای دیگر فقط حرف میزنند، این دو وسوسه عمل می كنند .